|
|
|
سخنراني «محمد حسین صفار هرندی» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامي در اولين گردهمايي سراسري مسئولان هماهنگي امور ايثارگران نشست صبح - 12 آذر 1385 ![]() سلام علیکم و رحمه الله . بسم الله الرحمن الرحیم.بنده هم به عزیزان حاضر در جلسه خیر مقدم عرض می کنم و میلاد حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع) را به حضور همگی دوستان تبریک عرض می کنم. مفهوم ایثار کلمه «ایثار» از ریشه «ثار» یا «ثور» است. در مورد «ثار» گفته اند که در قبایل،برداشت تاریخی یا برداشت فرهنگی قبایلی وجود داشت که وقتی خونی از یک عضو قبیله ریخته می شد و کسی کشته می شد،معتقد بودند که پرنده ای از خون او متولد می شود و این پرنده در دور قبیله می گردد و افراد قبیله را به خون خواهی دعوت می کند.به آن پرنده «ثار» می گویند.به این معنا شاید بتوان «ایثار» را به معنی خون دادن به حساب آورد و کسانی را که پاسدار حریم ایثار هستند پاسخ گویان به همان پرنده دعوت کننده به خون خواهی دید. مجموعه عزیزانی که در خدمت ایثار گران قرار دارند،خون خواهی آن ها برای خون های پاک به ناحق ریخته شده چگونه باید باشد؟آیا وظیفه ما این است که به روش قبایلی و آن چه که مرسوم در میان اهل قبیله بود،به ازای خونی که ریخته شده است در صدد انتقام برآییم یا این خون خواهی امروز برای ما یک حکم دیگری دارد؟ اگر به فلسفه حرکت ایثارگران توجه کنیم و هدف آن ها را از چنین خروجی به ارزیابی بنشینیم،ملاحظه می کنیم که آن ها در مسیری قدم برداشتند که مقتدا و مولایشان حرکت کرد.در راس همه ایثارگران،حضرت سیدالشهدا (س) است و یاران باوفای او در صحنه کربلا.آن ها مصادیق تام و تمام ایثار هستند در جنبه های گوناگون.قیام امام حسین (ع) برای چه بود؟خود آن حضرت در جای جای مسیری که طی کرد تا به ظهر عاشورا رسید و به لقا الله پیوست،به فلسفه خروج اشاره کردند که من برای حکومت و خودخواهی و سیطره پیدا کردن بر دنیا نبود که حرکت کردم.من برای اطلاح در دین جدم خروج کردم:فلسفه قیام سیدالشهدا روشن است.یا در جای دیگر می فرمایند:که من برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم.با عمل خودشان در ظهر عاشورا نشان می دهند که همه این تحرکات برای اقامه نماز و بر پاداشتن آیین های الهی است.وقتی فلسفه قیام حضرت ابا عبد الله (ع) چنین بوده و شهدای ما هم در چارچوب آن فلسفه حرکت کرده اند، تکلیف کسی که می خواهد برای ادای دین به این شهیدان از خون آن ها پاسداری کند،روشن است.او هم باید در آن مسیری قدم بردارد که منجر به تقویت بنیان های عقیدتی جامعه،تقویت امر به معروف و نهی از منکر و استوار شدن جایگاه عقیده در جامعه شود.این تعریف دیگری از همان خون خواهی است.اگر برای احقاق حق شهیدان و ایثارگران و برای به ثمر نشاندن آن خون های پاک می خواهیم قدمی بر داریم،قدم های ما در جهت تحکیم مبانی اعتقادی جامعه باید باشد.آن پرنده دعوت کننده به خون خواهی،ما را به این راه فرا می خواند.آن حقی که از شهدای ما بر زمین مانده است و عده ای باید این حق را به جایگاه اصلی آن برگردانند،آن حقی است که اسلام بر گردن همه ما داشته است و باید آن را احقاق کرد.حق عقیده نباید ضایع شود.حق انقلاب نباید ضایع شود.این یک تعریف و برداشتی از ماجرای ایثار شد.از این جهت این مطلب را عرض کردم که وقتی ما پیگیر کار ایثارگران هستیم،وقتی صحبت از تامین حقوق ایثارگران کما هو می شود،ممکن است به جفا بعضی قضاوت کنند که چه قدر می خواهید ایثارگران را بپرورید و این را حمل بر زیاده خواهی ایثارگران کنند.در حالی که رسیدگی به جامعه ایثارگران در واقع پاسخ گویی به همان دعوتی است که وجدان این قبیله به آن فرا می خواند و نه برای آن ها،بلکه برای خود جامعه و برای حفظ سلامت این جامعه است که به آن دعوت پاسخ می دهیم و از مرزهای ایثارگری پاسداری می کنیم. ![]() وظایف ما در قبال ایثارگران رسیدگی به امور ایثارگران،ظاهرش این است که یک گروه محدودی را در قیاس با کل جامعه در نظر می گیریم.جامعه ایثارگران،درصد محدودی از کل جامعه هستند؛اما وقتی ما حق آن ها را ادا می کنیم،در حقیقت از یک چارچوبی دفاع می کنیم که آن چارچوب تضمین کننده امنیت عمومی یک جامعه با مشخصات جامعه ماست.اگر این کار را نکنیم،بنیان های اساسی جامعه از هم خواهد پاشید و جامعه بی هویتی خواهیم داشت.رسیدگی ما به خانواده ایثارگران در هر حدی که اتفاق می افتد،ظاهرش این است که خدمتی به آن ها صورت می گیرد،باطنش خدمتی است که به خود می کنیم.هم چنان که خدای ناکرده اگر نسبت به ایثارگران بی مهری صورت گیرد و در حق آن ها جفا کنیم و تضییع حقی از آن ها کنیم،جفایی است که در حق خود کردیم.به قول آن عارف،آن هایی که به جان حلاج افتاده بودند و با کارد او را می زدند،این کاردها را بر جان خود می زدند و حواسشان نبود.چون آن،نماد جان مردم بود.ایثارگران،جانبازان و شهدای ما نماد جان واقعی جامعه هستند.بعضی از دوستانی که مشغول در امر خدمت گزاری ایثارگران هستند،خودشان از جامعه عظیم الشان ایثارند.برادر عزیزمان جناب آقای دکتر رحماندوست در جسم شان مهر ایثار به صورت آشکار و نمایان خورده و ظاهر است.هم چنان که برادر عزیزم جناب آقای رحمانی چنین نشان زیبنده ای را بر جسم و جانشان دارند و چه بسا بسیار دیگری از دوستان،اگر چه ممکن است علامت بینی نظیر این دو بزرگوار نداشته باشند،ولی متعلق به جامعه ایثارگرانند و بهترین حالت هم همین است که افراد به گونه ای متصل به این خانواده عظیم الشان باشند،برای این که خدمت گزاری مناسب تری در محضر ایثارگران و جانبازان داشته باشند.آن چه که ما از برادران تقاضا و درخواست کردیم – اگر چه خوشبختانه جناب آقای رحمانی به دلیل حضور پر رنگ خودشان در خانواده ایثار،اطلاع و آگاهی شان الحمدلله به زوایای گوناگون مسائل در درون خانواده ایثارگران بسیار خوب است و مشرف هستند – اما از چیزهایی که تاکید داشتیم و دوستان هم قبول دارند،این است که مواجهه ما با عزیزان ایثارگر،خانواده شهدا یا جانبازان عزیزمان این گونه نباشد که آن ها متوسل به ما شوند و طرح تقاضا کنند،ما باشیم که آن ها را نشان کرده باشیم در زوایای گوناگون زندگی شان (آن قدر که مجاز هستیم) حضور داشته باشیم و بر امورشان اطلاع داشته باشیم.یعنی به جای این که آن ها به سراغ ما بیایند ما به سراغ آن ها برویم تا بتوانیم به آن ها خدمت کنیم.یک بخشی از این کار به جامعه ایثارگران خود وزارتخانه مربوط می شود که وظیفه نخست و اولی دوستان است؛ بخش دیگر آن به کل ایثارگران جامعه مربوط می شود که ما به نوعی و به صورت غیر مستقیم در قبال آن ها مسئولیت داریم.ما به اعتبار این که یک سرویس عامی را در قالب فعالیت فرهنگی و هنری به کل جامعه می دهیم،یک بخشی از آن باید به صورت گلچین تقدیم جامعه ایثارگری شود. فعالیت فرهنگی ما باید در سمت و سوی حمایت و زانو زدن در برابر این جمع نورانی تعریف شود.ما هم در قبال آن ها مسئولیت داریم و هم در قبال تقویت بنیان های ایثارگری در کل جامعه وظیفه داریم.درست عمل کردن به این وظیفه مستلزم شناسایی مسئولیت ها است، پیش از آن که آن ها بخواهند به سراغ ما بیایند.الزاما نباید در جایی بحرانی اتفاق بیافتد تا قدر ایثارگری و ایثارگران را بدانیم.پیش از وقوع باید به سراغ موضوع برویم.در تقسیم مسئولیت ها و مدیریت ها و آن جایی که افراد با شایستگی های برابر به لحاظ تخصصی موجودند،در انتخاب کسی که متعلق به جامعه ایثارگری است، نباید تردید کرد.اولویت آن ها در آن نقطه که محرز است باید مراعات شود و مادام که ما از چنین افرادی برخوردار هستیم،نوبت به کس دیگری نمی رسد.البته با تاکید بر این که نیازهای ما نیازهای مشخص است.در چارچوب همان نیازهای اعلام شده و برآورد شده،حتما اولویت با عزیزانی است که علاوه بر دارا بودن ویژگی های تخصصی و کارشناسی،تعلقی به جامعه ایثارگری دارند.طراحی برای چنین امری و داشتن اطلاعات جامع از چنین موضوعی،دست ما را پر می کند برای این که حقی را که احساس می کنیم ایثارگران برگردن جامعه دارند و حقی را که جامعه در برخوردار شدن از چنین امتیازی دارد،به طور صحیح و حساب شده ادا کنیم و این حق را به جا بیاوریم. ![]() همه شیعیان خانواده شهیدند برخی از آن مسائلی که در ماه های اخیر در ذیل لایحه ویژه ای که در ارتباط با خدمت به ایثارگران بوده است،مطرح شد،با داشتن حساسیت صحیح نسبت به هر مورد از آن ،آن طور که شایسته است باید وارد اقدام و عمل شد.هم چنان که بعضی از دوستان مسئولیت شناسانه و با توجه به جوانب گوناگون امر بدون این که بخواهند به صورت یک جانبه صرفا امری را ترویج و تبلیغ کنند وارد این موضوع شدند.من دیدم برخی از آن چه که حول و حوش آن لایحه مطرح می شد،خود عزیزان خردمند اهل ایثار،بعضی از تندروی های آن را اصلاح و تعدیل می کردند و برخی از آن چه که مورد غفلت واقع شده بود گوشزد یا یادآوری می کردند و حاصل این تعامل مثبت می تواند در آینده ان شاء الله منجر به تدوین دستورالعمل هایی شود که بیشترین حقوق را برای جامعه ایثارگران تامین کند.گمانم این است که دوستان عزیز در نخستین نشستی که به صورت سراسری دارند،تجربیات خوبی را می توانند مبادله کنند و رهنمودهای خوبی را از دوستان عزیز دست اندر کار در مرکز دریافت کنند؛این که بناست ما به کدام سمت برویم و جهت گیری های عمومی ما چگونه باشد در روزی که به نام یکی از دردانه های اهل بیت عصمت و طهارت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) آراسته است و به عبارتی باید گفت خود آن حضرت هم یکی از اعضای خانواده ایثارند؛هم خودشان ایثارگر بودند و هم خاندانشان همه اهل ایثارند و به عبارتی،ما همه فرزندان معنوی آن حضرت و ائمه معصومین و پیامبر عظیم الشان (ص) هستیم و به این اعتبار خانواده ایثار محسوب می شویم.ما هم خانواده شهید هستیم.همه امت پیامبر، خانواده شهیدند.همه پیروان اهل بیت می توانند به اعتبار کلام نورانی پیامبر که فرمودند:«انا و علی ابوا هذه الامه» می توانند عضو خانواده شهدا باشند.از این جهت،تعلق ما به مقوله ایثار و ایثارگری از اطراف ما دور نمی شود.ما تنیده شده به چنین مقوله ای هستیم و ما را احاطه کرده است.خوشا به سعادت همگی شما،خوشا به سعادت ملت ما که بر خوردار از چنین نعمتی است. |
| نظرها |
|---|








