امروز: یک شنبه ۱۳۹۰/۱۱/۱۶

امور ایثارگران دستگاه ها

Page Rank

Page Ranking Tool

چاپ پست الکترونیکی
سخنان محمد حسین صفارهرندی
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي
در نشست کارگروه فرهنگی شورای مشاوران وزیران
ورؤساي دستگاه هاي اجرايي در امور ایثارگران
30 مهرماه 1385
بهترین نوع تبلیغ آن است که مخاطب احساس نکند تحت برنامه تبلیغی واقع شده است  است.حکمت عدم تاثیرها یا تاثیر گذاری نامطلوب در مخاطب را باید در همین نقطه شنا سایی کرد که چنین احساسی به مخاطب دست می دهد و موجب می شود یک کار تبلیغی به ضد خودش تبدیل شود و اثر معکوس بگذارد.
تبليغ مستقيم ايثار و شهادت جواب نمي دهد
 متأسفانه تبلیغات در مقوله ترویج فرهنگ جهاد و شهادت اغلب از جنس همین تبلیغات مستقیم بوده است و لذا پاسخ مناسبی از سرمایه گذاری های سالیان گذشته دریافت نکرده ایم.البته تردیدی نیست که یک جاهایی باید مستقیم تبلیغ کرد و گریزی از آن نیست. مثلآ روزهایی که به نام ایام جهاد و دفاع و فداکاری و شهادت است چاره ای از تبلیغ این ایام مبارک نیست و نمی توان این مناسبت ها را انکار یا پنهان کرد ولی بیشتر عرصه های این موضوع ، جای تبلیغ غیر مستقیم است.
یکی از مشکلات بعضی از فرزندان عزیز شهدای ما در فعالیت های اجتماعی همراه داشتن این عنوان است! یعنی چون این برچسب خانواده شهید را با خودشان دارند، در جامعه به چشم انسان های بهره مند و کسانی که مورد حمایت های ویژه هستند دیده می شوند و این برچسب - به رغم همه افتخاری که با خودش دارد- موجب پنهان ماندن برجستگی های شخصی این بچه ها شده است، لذا ما می بینیم که بعضی از فرزندان شهدا از اینکه در مدرسه بگویند ما فرزند شهید هستیم ابا دارد.
 مدیر یکی از بیرستانهای دخترانه که هر سال بچه ها را برای بازدید از مناطق دفاع مقدس به جبهه ها می برند ، نقل می کرد که در یکی از این سفرها وقتی راوی از خاطرات آن نقطه برای بچه ها سخن می گفت ، معنویت خاصی برجمع  حاکم شده بود، به طوری که صدای ناله و گریه این بچه ها بلند شده بود، در همین حال راوی ازدانش آموزانی که فرزند شهید هستند ، درخواست می کند که از جای خود بلند شوند.علام ه بر دو دانش آموزی که به عنوان فرزند شهید برای جمع شاخه شده بودند، یک فرد دیگر از جای خود بر می خیزد و تازه آن جا برای همکلاسی های او مشخصمی شود که او هم فرزند شهید است . یعنی تا قبل از این ماجرا پرهیز می کرد از این که به عنوان فرزند شهید شاخه شود. ولی در یک جایی که با روش مناسب حق این فداکاری ها و رشادت ها و جانبازی ها به خوبی بیان می شود ، او هم با افتخار و عزت خودش را معرفی می کند.
آن چیزی که ما برایش دور هم  جمع شده ایم فکر کردن برای تمهید هنرمندانه این موضوعات است ؛ یعنی ترویج حقیقی فرهنگ ایثار و شهادت. و الا می شد این جور کارها را به گروهی  واگذار کرد که دغدغه ای جز انجام  مأموریت اداری ندارند و آنها هم  بروند کاری بکنند و گزارشی بیاورند بی آنکه محصول کار آن چیزی باشد که مقصود شما است.
در جلسه ای که همین چند روز پیش با مسثولان انجمن های فرهنگی ، هنری و ادبی مرکز دانش پژوهان شاهد داشتم این نکته را به آن عزیزان یادآور شدم که لازم نیست شما حتماً به اعتبار جانبازی و آزادگی و فرزند شهید بودن تان به میدان بیایید.شما به اعتبار هنرتان وارد عرصه بشوید. وقتی برجستگی شما آشکار شد آن وقت معلوم شدن اینکه شما از خانواده معظم ایثارگران هستید، حلاوت موفقیت را دوچندان می کند و کار هنری و فرهنگی شما ماندگارتر می شود. در غیر این صورت هنر جانبازی و ایثارگری شما، هنرهای اکتسابی دیگرتان را تحت الشعاع قرار می دهد. آن هاله قدسی جانبا زی و ایثار گری اجازه نمی دهد این هنر شما دیده شود.هر جا که درخشیدید آنجا باید تاکید کنیم که شما جانباز هم هستید.
باید فکر کنیم چگونه می شود میان این دو مقوله جمح کرد.جامعه برای شنیدن جملات و کلمات مکرر آمادگی ندارد ولی برای چیزی که نو است و بوی تارگی می دهد، استعداد پذیرش دارد.حتی در روزهای «عَلَم» مثل سوم خرداد و امثال آن هم باید برویم سراغ چیرهای نو و نگفته، و الا اصل داستان واقعه بارها گفته شده است.نمونه خپلی «به روز» این داستان، قصه حماسه اخیر لبنان است.وجه تکراری و همیشگی داستان فلسطین و لبنان جنبه شهادت ها و قساوت ها بوده است.شهادت طلبی مبارزان فلسطینی و لبنانی و ددمنشی و قساوت صهیونیست ها. برای «اهل خبر» و روزنامه نگارها هم این بعد قضیه جذابیت بیشتری دارد. در آن دوره ای که ما کار روزنامه نگاری می کردیم می گفتم ما روزنامه نگارها برخلاف ظاهر کآرمان که فرهنگی است، خپلی آدم های سنگدلی هستیم. در حوادثی که پیش می آید دائمآ دنبال این هستیم که چند نفر کشته شده اند تا آن را تیتر کنیم. هرچه هم آمار بالا می رود انگار ته دلمان ناراحت هم نیستیم ، چون هرچه فاجعه بزرگتر باشد روزنامه ما هم پر رونق تر می شود! در قضیه فلسطین و لبنان هم عادت کرده بودپم داثمآ آمار شهادت مردم مظلوم فلسطین و لبنان را تیتر کنیم اما این حماسه مقاومت  33 ‏روزه حزب الله، صحنه را تغییر داد و ماجرا را معکوس کرد.سید حسن نصرالله جریان خبری جهان اسلام را به سمت اعلام پیروزی مسلمانان و ذلت و  استیصال صهیونیست ها کشاند و موضوع فلسطین در ذهن مردم از آن حالت تکراری در آمد و یک موضوع جدید شد.
 جهت گیری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
بدترین نوع ترویج فرهنگ ایثار و شهادت این است که کل وزارت ارشاد راه ‏خودش را برود و ما اگر توانستیم یک بودجه ای برای ترویج این فرهنگ کنار بگذاریم و بدهیم. مثلآ یک کسی برود یک فیلمی با این مضمون بسازد و ما هم دلمان خوش باشد که داریم این فرهنگ را ترویج می کنیم. این غلط است. روح حاکم بر جریان سینمای ما باید ترویج فرهنگ مقاومت و جهاد و نماز و قرآن در جان جامعه باشد. ما به معاون سینمایی ارشاد می گوییم تو دنبال چیزی برو که از وسطش یک بهره ای برای ترویج فرهنگ ایثار دربیاید. خانم میلانی با فیلم «گیلانه» تصویر بسیار زیبا یی از تیمار یک جانباز توسط یک مادر ارائه کرد و این فیلم نمونه خوبی برای ترویج فرهنگ جهاد و جانبازی است. در موضوع های دیگر هم مطلب همین طور است. اگر در تبلیغ نماز هم مخاطب احساس کند یک محصول فرهنگی تولید شده است تا نماز خواندن را تبلیغ کند، پس می زند. اما اگر در یک فیلم مثلآ اکشن با ظرافت و زیبا یی ، جلوه ای از نماز ظاهر شود مخاطب را تسلیم پیام خودش می کند مقصود این نیست که مثلآ سیره ‏سرداران شهید ترویج نشود. بلکه در ترویج زندگی نمادهای دفاع مقدس و نمونه های ایثار و فداکاری باید روش های تازه ‏ای پیدا کنیم. راه ‏های نرفته زیادی برای ترویج فرهنگ فداکاری در جامعه هست که باید پیموده ‏شود. 
نمونه های جذاب و زیبا یی در تاریخ مقاومت ملت ما هست که باید با زبان هنر عرضه شود. ماجرای شهید برونسی که از سرذاران دفاع مقدس است از این نمونه هاست که «حضرت آقا» هم به آن اشاره کرد. اند.این شهید بزرگوار پیش از جنگ «بنا» بود اما به درجه ای از معرفت رسید. بود که وقتی در کسوت یک فرمانده با نیروهایش سخن می گفت انگار یک عارف واصل بود که حرف می زد. مرحوم آقا میرزا جواد تهرانی که خودش از عار فان روزگار ما بود در جبهه جزو نیرو های شهید برونسی بود و هیچ وقت حاضر نمی شد امام جماعت باشد. هربار که شهید برونسی به ایشان می گفت برای نماز جلو بایستد آن مرحوم ابا می کرد و می گفت شما فرمانده هستید و شما باید جلو بایستید ، بچه ها به شهید بر ونسی می گویند اگر می خو اهید آقامیرزا جواد امام جماعت را قبول کند به او بگویید من به شما دستور می دهم که جلو بایستید! شهید بر ونسی هم به آقا میر زا جواز تهرانی می گوید : من به عنوان فرمانده به شما دستور می دهم جلو بایستید. آقا میرزا جواز هم می گوید : چشم فرمانده ! و می رود جلو می ایستد. ببینید ! ظرفیتی که در این ماجرا برای پردازش ادبی و هنری اعم از سمعی و بصری هست چقدر بالاست. باید سراغ این نمونه ها رفت و آثار ماندگار آفرید.
تفاوت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با دیگر دستگاه های فرهنگی
تفاوت میان ما و دستگاهی مانند صدا و سیما در این است که اجرای تمامی مراحل یک کار فرهنگی در صدا و سیما تحت کنترل و اختیار خودشان است.
بودجه شان را می توانند بدهند به آقای الف و بگویند فلان کار را بسازد و بعد هم در تمام مسیر تولید حضور دارند و هر وقت و در هر کجا هم صلاح تشخیص بدهند جلوی کار را می گیرند و حتی وسط پخش یک اثر از تلویزیون یا رادیو آقای ضرغامی می تواند تماس بگیرد و بگوید این برنامه را از آنتن بگیرید. یعنی مدیریت کار از ابتدا تا انتها دست خودشان است. ولی اختیارات ما به این گستردگی نیست.ما سر یک گذرگاه نشسته ایم و تولید کنندگان آثار فرهنگی در مسیر تولید و عرضه کار شان باید از این گذرگاه عبور کنند که ما عمده اختیارمان برای نظارت و پالایش کار همین جاست.دیگران با فکر و اندیشه خودشان فیلم می سازند ، کتاب می نویسند و کار هنری و فرهنگی می کنند.
نمی خواهیم انتظارات از وزارتخانه را کاهش بدهپم ، می خواهیم منطقی تر کنیم. ما محکم پای اصول و ارزش های این جامعه ایستاده ایم و مطلقاً اجازه نمی دهیم بخش های این وزارتخانه از موضع تسلیم و وادادگی برخورد کنند
بخشی از اوضاع نابسامان کنونی محصول رها شدگی هایی است که از گذشته به ارث رسیده است. چیزها یی در گذشته از دست حاکمیت خاج شده که وظیفه حاکمیت بوده و قابل تفویض نیست و ما داریم این ها را برمی گردانیم. ما در حال تعامل دوستانه فکری نزدیک با اهل شعر و ادب و نویسندگان و هنرمندان هستیم و دنبال این که هر چه بیشتر جماعت اهل هنر و فرهنگ دلشان را به آرزوها و اعتقادات جامعه نزدیک کنند تا ما هم از کارشان حمایت کنیم.
اصلآ هم نگاهمان این نیست که بگوییم برای موضوع ترویج فرهنگ ایثار و شهات مثلآ 20 ‏درصد یا 50 ‏درصد ظرفیت را اختصاص می دهیم. با این مقوله نباید کمی برخورد کرد. کیفی برخورد کنید. ما می گوییم جهت گیری همه کارهای ما باید ترویج فرهنگ جهاد ، ایثار و شهادت باشد. کمی کردن توجه به این امور موجب می شود کارهای مهم و اصیل و ظاهراً بی ارتباط با مقوله ترویج ، نادیده گرفته شود.
ما در دوران کار روزنامه نگاری با این مسئله مواجه بودیم.روح کار روزنامه کیهان ترویج جریان مقاومت و جهاد و پاسداشت ایثار و رشادت و شهادت بود و حتی در سرمقاله های روزنامه این موضوع ترویج می شد ولی آن مرجعی که مسئولیت مستقیم در این موضوع داشت و می خواست عملکرد مطبوعات را بررسی کند ، هر نشریه ای که بیشتر از واژه ایثار و مشابه آن استفاده می کرد یا مثلآ اخبار و گزارش های ارسالی از روابط عمومی آن سازمان را بیشتر کار کرده بود ، به آن نشریه نمره بالاتر می داد! این همان کمیت گرایی غیر صحیح است که باید از آن پرهیز کرد.