امروز: چهار شنبه ۱۳۹۰/۱۱/۱۹

امور ایثارگران دستگاه ها

Page Rank

Page Ranking Tool

زندگينامۀ شهيد احمد روزبه نيا چاپ

نام شهيد : احمد روزبه نيا
تاريخ  و محل تولد : 1325 - اصفهان - متأهل- كارشناس و معاون اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان اصفهان
تاريخ و محل شهادت : 4/3/1361 - خرمشهر(عمليات بيت المقدس)
آرامگاه : گلزار شهداي اصفهان

زندگينامه
شهيد احمد روزبه نيا در 2 دي 1325 در يك خانوادۀ روحاني و با تقوا در دامن مادري پاك از سلالۀ حضرت زهرا (س) متولد شد.او همچنين سايۀ پر مهر پدري مهربان بر سر داشت كه خود تربيت يافته و فرزند مرحوم آيت الله شيخ احمد مجتهد(ره) بود.
وي دوران كودكي را در دامان مادر ، با نواي دلنشين زيارت عاشورا  و ادعيۀ متبركه ، شير جسمي و روحي را با هم نوشيد و پس از گذراندن دوران طفوليت به دبستان رفت و سه سال بعد وارد مدرسۀ جامعۀ تعليمات اسلامي شد كه با مديريت افراد متدين اداره مي گرديد و به همين سبب پيش از رسيدن به سن بلوغ يا مسائل ديني و احكام تقليد آشنا شد و پس ازتحقيق و درك واقعيت هاي زمان ، تقليد از امام امت حضرت آيت الله خميني را در مسائل اعتقادي و اجتماعي و سياسي برخود لازم شمرد.
شهيد روزبه نيا با ورود به دوران متوسطه با عنايت پروردگار و راهنمايي هاي پدربزرگوارش ، مطالعۀ قرآن و نهج البلاغه و كتب ديگر را شروع كرد. جلسات هفتگي تفسير قرآن حضرت آيت الله طيب و توجه خاص ايشان به قرآن و سنت ائمۀ اطهار ،  پايه هاي فكري و عقيدتي او را بر اساس منابع اصيل اسلامي بنياد نهاد ، به نحوي كه پس از ورود به دانشگاه تهران در سال 1348 و فارغ التحصيلي در رشتۀ مديريت بازرگاني در سال 1352 نه تنها آلودگي هاي محيط او را تحت تأثير قرار نداد بلكه با درك و توجه به مسئوليت مسئوليت خود با تبليغ و تعاليم احكام اسلامي براي دوستان خود در دانشگاه و مجالس ديگر ، آنها را از انحرافي كه در آن غوطه ور بودند آگاه مي ساخت و هدف و برنامه هاي رژيم فاسد پهلوي را در اشاعۀ فساد و بي يند و باري برملا مي كرد.
وي ، در همه  حال مطيع امر والدينش بود . به نماز اول وقت و عبادت خود اهميت مي داد و از مشغوليات ديگر كه باعث تضييع وقت مي شد دوري مي جست.در جلسات مختلف مذهبي شركت مي كرد و با شخصيت هاي اسلامي و انقلابي در ارتباط بود.
شهيد روزبه نيا همواره براي زيارت و دعا و استمداد از خدا و ائمۀ اطهار ، خاصه حضرت ولي عصر (عجل) ، به حرم حضرت معصومه و عبدالعظيم حسني سفر مي كرد و براي جوانان تهراني در صورت امكان جلسات تفسير قرآن دائر مي كرد و آنها را با معيارهاي اسلامي و سنت پيامبر اكرم (ص) آشنا مي ساخت.
مأموران ساواك او را در سال 1352 به جرم فعاليت هاي انقلابي دستگير و روانۀ زندان كردند.اين دوران سخت و طاقت فرسا با توجه به مايۀ اوليه و پرورش يافتۀ او به تكامل وي انجاميد ، به نحوي كه شكنجه هاي مختلف براي او قابل تحمل بود و توانست با هرگونه انحراف و التقاط افكار كه منافقين ، كمونيست ها و افراد خود فروختۀ رژيم اشاعه مي دادند مبارزه كند و حتي در مقابل طرح مشترك آنها براي جلوگيري از اقامۀ نماز جماعت و صبح ايستادگي كند. اگرچه بدنش مجروح و استخوان هايش خرد گشت اما به همراه ساير پاسداران حريم مقدس اسلام و اهل بيت ، عمل به واجبات را رها نكرد و ممانعت دست نشاندگان رژيم را به اطلاع بستگان خود رساند و آنها نيز اين موضوع را براي مراجع و روحانيون و مردم بازگو كردند و چهرۀ رژيم پهلوي و عوامل آنان را بيش از پيش نمايان ساختند.
شهيد روزبه نيا پس از آزادي از زندان به اصفهان بازگشت و به ديدار والدين فراق ديده اش شتافت .با توجه به مطالعه و تجربه و درك فراق ديده اش شتافت.با توجه به مطالعه و تجربه و درك حقايق زيادي كه از مسائل سياسي ف عبادي ، و اقتصادي و اجتماعي اسلام پيدا كرده بود ، اطرافيان خود را از واقعيت هاي زمان آگاه كرد و خط انحراف از مسائل اسلامي و نفاق و منافقين را در ابعاد مختلف روشن ساخت و به همين سبب ، بارها قصد جانش را كردند ؛ اما خداي سبحان او را براي جهادي بزرگتر حفظ  نمود. او حدود يك سال بعد از آزادي از زندان در 8 آبان 1357 ازدواج كرد كه ثمرۀ اين ازدواج دو فرزند به نام هاي حميده و حامد بود.
برادر كوچكتر  شهيد احمد روزبه نيا ، محمود ، كه به اطاعت از فرمان امام به مخالفت با حكومت نظامي برخاسته بود ، در 21 بهمن 1357 ، در جريان درگيري براي خلع سلاح كلانتري 14 تهران هدف گلولۀ ايادي رژيم قرار گرفت  و شهيد شد. شهيد روزبه نيا در سال 1358 در مقام شهردار ناحيۀ گزوبرخوار فعاليت خود را شروع كرد و پس از مدتي به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در آمد و در اين ميان ، چندين بار به سوي جبهه هاي حق عليه باطل شتافت.
پس از بازگشت از جبهه در 18 اسفند 1359 ، همكاري با اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان اصفهان را آغاز كرد و به عنوان مسئول ادارۀ اطلاعات و انتشارات به انجام وظيفه پرداخت و به زودي در شهريور 1360 به سِمَتِ معاون اداره كل منصوب شد.
شهيد احمد روزبه نيا در سال 1361 با استفاده از مرخصي اداري به عنوان مسئول تبليغات در جبهه حضور يافت و پس از شركت در «عمليات بيت المقدس» در 4 خرداد 1361 دعاهايش به استجابت رسيد و در نبرد با دشمن بعثي به هنگام تقابل اتش ، هدف قرار گرفت و به فيض عظيم شهادت نائل گرديد.

بيان خاطره اي از شهيد از زبان خانوادۀ وي
او پس از تشرف به خانۀ خدا ، برنامه هاي وسيع و جامعي براي تبليغات در نظر داشت . وي با تسلط و شناختي كه به زبان عربي داشت از هر موقعييتي براي اين مهم استفاده مي كرد.شهيد بزرگوار به گفتۀ مادرش از خدا مي خواست كه اگر قرار است دستگير يا شهيد شود بعد از اتمام اعمال حج باشد .اين درخواست شهيد اجابت مي شود و او اگر چه در حرم امن الهي در حال احرام به دست عمّال وهابي عربستان دستگير مي شود ، ولي در يك لحظه خود را خلاص مي كند. او خود گفته است كه در آن هنگام لحظه اي دلم لرزيد كه چگونه اعمال حجّم را به جاي آورم. البته او يك بار ديگر به هنگام تبليغ دستگير و روانۀ زندان مي شود و طعم شكنجه هاي رژيم سعودي را نيز مي چشد.

خلاصه اي از عمليات بيت المقدس  
عمليات بيت المقدس در 25 ارديبهشت 1361 در سه مرحله در منطقۀ غرب رود كارون و جنوب غربي اهواز و شمال خرمشهر ، با رمز «يا علي بن ابي طالب (ع)» و با تلاش مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به مدت 35 روز صورت گرفت و به آزادسازي و فتح خرمشهر و هويزه و پادگان حميد  و شلمچه ، جادۀ اهواز – خرمشهر – كرخۀ نور ، جادۀ سوسنگرد – هويزه  و انهدام ده ها هواپيما ، 2 بالگرد ، 285 تانك و نفربر و 500 خودرو نظامي و غنيمت گرفتن 105 تانك و و نفربر و 95 هزار مين  ، صدها خودرو و سلاح بسيار و كشته و زخمي شدن 16500 نفر و اسارت 19000 نفر بعثي منجر شد.

وصيت نامۀ شهيد
مصيت نامۀ شهيد حاج احمد روزبه نيا ، معاون اداره كل ارشاد اسلامي اصفهان كه عشق وصال به محبوب و لقاء الله مجالش نداد تا آن را به اتمام برساند ف به شرح زير است ) :روح و روانش شاد)

بسم الله الرحمن الرحيم  و به نستعين
پدر ، مادر ، همسر ، دختر و پسرم
لحظات بسيار حساسي در زندگي آدمي پيدا مي شود كه دوست دارد آنچه را احساس مي كند بي پروا بگويد ؛ ولي در كنار آن مسائلي وجود دارد كه قدرت و توان پاره اي از مسائل را از شخص سلب مي كند.ولي اينك كه به عنوان وصيت نامه مطالبي را مي نويسم فكر مي كنم مسائل جنبي ديگر توان مقاومت نداشته باشند و بتوانم آنچه را كه مي خواهم بيان دارم. تنها مشكل شايد اين باشد كه چگونه فتح باب نمايم يا اصولاً براي چه كسي بگويم ! براي مردم بگويم كه خود را كوچكترين اين مردم مي دانم.براي پدر گران قدرم بنويسم ؟ كه آنقدر صدمات فراوان در زندگي اش برايم متحمل شده است كه زبان از گفتنش و قلم از نوشتنش و هر دو از ستايش و سپاسش عاجزند.براي مادر مهربانم كه درد و رنج زندگي و ساليان فراق و دوري از من را كه در زندان به سر مي بردم تحمل كرد ؟ به خصوص در آغاز پيروزي انقلاب اسلامي كه فرزند عزيزش محمود شهيد گرديد ، چنان صبري از خود نشان داد كه نمي توان آن را وصف كرد.
براي همسرم ؟ كه او نيز با روحيه اي  حساس و عشق فراواني كه به درس خواندن داشت و چهرۀ خندان و قابل تقديري كه پس از ديدن نا ملايمات نشان مي داد و آرزوهاي قابل تحسين او كه براي زندگي اش در سر داشت و آنها را به مرور عملي هم مي نمود ، همه را در اين زندگي چند ساله بر آب ديد و همۀ آيندۀ خود را به خاطر فرزندانش و اميد به آيندۀ آنها  كنار گذاشت ؛ نمي توان بار بيشتري بر دوشش گذاشت و انصاف هم چنين نيست.
براي حميده و حامد ، فرزندان عزيزم ؟ كه فكر مي كنم معمولاً هر كسي بايد خود زندگي را تجربه كند.افراد وقتي آزموده هاي خود را براي ديگران هم بگويند و بنويسند ، گوش شنوايي نيست كه بشنود و عمل نمايد.علي هذا براي اين دو نور ديده نيز بايد صبر كرد تا خود سرد و گرم روزگار را بچشند و آب ديده شوند كه افراد آب ديدۀ روزگار به پرتگاه نمي افتند.
براي خودم نيز نمي توانم چيزي بگويم كه گفتني هاي خود را براي خود نتوان گفت كه من اگر مرد عمل باشم ، آنچه را براي خود مي خواهم بگويم بايد عمل كنم.
مي دانم خواهرانم نيز مانند همسرم  هر كدام مسئوليت آيندۀ دو تا سه فرزند را بر عهده  دارند و از خود مايه مي گذارند تا آيندۀ فرزندانشان را بسازند.اما در خانواده كسي هست كه خود شهيد و شاهد است و براي گفتن همه جريانات گذشته و حال و آينده اولي است. پس به اين صورت شروع مي كنم تا خاتمۀ آن به كجا رسد ؛ خدا عالم است.
برادرم  ، محمود! اي شهيد انقلاب اسلامي تو در 21 بهمن 1357 به دنبال فرمان امام امت  ، خميني كبير ، به خيابان آزادي آمدي و به دست مزدوران شاه خائن به درجۀ رفيع شهادت نائل آمدي....
احمد روزبه نيا
(به نقل از كتاب يادوارۀ شهداي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي صفحات47 –42)
چهار شنبه, 02 ارديبهشت 1388 10:07
 
نظرها

نظر خود را وارد نمایید